الشيخ عبد الله نعمة ( مترجم : غضبان )

104

فلاسفة الشيعة حياتهم وآراؤهم ( فلاسفهء شيعه ) ( فارسي )

شد ، بااين‌حال صاحب هر بدعتى رأى او را مستمسك قرار مىدهد و هر متهمى به‌سوى او مىرود و نزد او مىنشيند و كلام خود را بر هركس كه ادعاى باطنى به منظور ظاهر ، و ظاهرى براى باطن دارد ، تلقين مىكند . به نظر من كسانى كه اين مطالب را گرفته‌اند مثل ارسطاطاليس و سقراط و افلاطون ، گروه و قافلهء كافرانند كه در كتابهاى خود كلمات باطن و ظاهر آورده‌اند ، اين صحبتها بافته‌هاى كسانى است كه اسلام را مورد انتقاد قرار مىدهند و تهمتهاى وارد بر خود را از مردم مىپوشانند ( مقصود عيوب است ) . اين مطالب همان توطئه‌هايى است كه هذيان‌گويان ديروز چيده بودند و همين حرفهايى است كه پديدآمدگان قزوينى نشخوار مىنمايند و مبلغانى به اطراف مىفرستند و مردم را به خود ترغيب مىكنند و بين مردم فتنه بر پا مىسازند . او ( يعنى ابو تمام ) مثل همفكران شيعهء خود ، آيات قرآنى را تأويل مىكند ، و تأويل آنها هيچ ارتباطى به شريعت ندارد ، مردم هم متوجه خود هستند و دين خود را خوب حفظ مىكنند و از صرافان كه درهم و دينار را صرافى مىكنند ، بهتر اين امور را تحت نظر دقت خود صرافى مىكنند » . « 1 » از بيانات توحيدى برمىآيد كه ابو تمام اسماعيلى بوده است ، زيرا مىگويد آراء او از بافته‌هاى قدح‌كنندگان است و مقصودش پيروان عبد اللّه بن ميمون قداح است . به‌هرحال اعتمادى به اظهارات توحيدى نيست ، يعنى آنچه دربارهء ابو تمام گفته است درست نيست و خود توحيدى در بيشتر مطالبى كه خود گفته متهم است ، خاصه در مسائل مذهبى اتهام دارد . توحيدى به جعل اكاذيب ، به ويژه در مسائل دينى شهرت دارد ، و اوست كه نامه‌هايى از قول و گفتار امير المؤمنين على ( ع ) و عمر جعل كرده است و ابن ابى الحديد به اين مطلب در شرح نهج البلاغة اشاره كرده است . ولى امر قطعى و مسلم اين است كه ابو تمام شيعه بوده است و دليلى نداريم كه ابو تمام قرمطى يا اسماعيلى باشد ، وى آن‌طور كه توحيدى گفته ، نبوده . البتّه دليلى هم در دست نيست كه او امامى اثنا عشرى بوده است و اين مطلب قابل بررسى و تحقيق است تا حقيقت حال او روشن و معلوم شود كه چه مذهبى داشته است . از خداى متعال طلب يارى و توفيق مىكنيم ، و او براى ما كافى است .

--> ( 1 ) - ملل و نحل شهرستانى ، ص 24 - 25 ، در پابرگ .